اسحاق بن اسماعيل دهلوى

74

غاية الشفاء

و دفع نشود و منفذهاى روح را به‌بندد حقنه بايد كرد و اگر استفراغ كنند كه اجزاى قوى باشد طاقت احتمال آن ندارد زيرا كه بدون استفراغ و بىجنبش خلط غشى مىافتد پس صواب آنست كه او نخست سه روز ماء الاصول بدهند و هيچ چيز ديگر نشايد داد و اگر قوتى ضعيف باشد كشكاب از نخود بنمايند يا جو دو پهر و نخود يك پهر و اگر به چيزى ديگر حاجت آيد اندكى نان در جلاب يا ماء العسل ثريد كرده بدهند و هرگاهى كه جز اينها خورد اگر قدرى شراب نوشد مفيد بود و خلط را پزاند و قوت مزاج بخشد و آنجا كه در اول بيمارى طبع مجيب نباشد نخست رودها را بحقنه كه از آب چقندر و اندكى بوره باشد پاك كنند و روغنى كه اندر وى قبض نباشد چون روغن خيرى يا روغن شيرخشت تازه بمالند بدستهاى بسيار تا خلط لطيف شود و اندر زمستان روغن خيرى بهتر باشد جالينوس مىگويد من اندرين تپ هيچ استفراغ نتوانستم كرد الا بمالش و ترتيب و مالش چنين بايد كرد كه نخست ساقها از بالا به زير فرو مالند پس رانها و پشت و سينه را همچنين از بالا به زير فرو بايد ماليد همين‌كه از بالا فروآيند و چنان به قوت مالند كه پوست سرخ شود و بيم باشد كه بيمار بيهوش گردد و چنين سازند كه زمانه بيمارى يك نيمه اندر مالش مشغول دارند و يك نيمه اندر خواب و جاى خواب خانه خنك بايد كرد و در سردى و گرمى معتدل باشد و خواب معتدل شود دارو و خلط را بپزاند و بسيار خفتن زيان دارد اندر اندامهاى درونى گرانى پديد آيد آب با سكنجبين بخورد و از آب سرد محترز باشد و اگر بيمار آب سرد خوردن عادت داشته باشد و فصل تابستان بود سكنجبين يا آب سرد روا باشد و اندر زمستان با آب گرم بايد داد و اگر آب گرم بىسكنجبين دهند روا باشد و در جمله شربتها گرم كرده اولىتر مگر كه فصل سخت گرم باشد و ماء العسل سود دارد و اگر اندر ماء العسل زوفا و كرفس باشد نهايت ملطف بود ليكن اگر ترسند كه ماده گرم شود ماء العسل ساده اولىتر است از بهر آنكه قوانين علاج اين تپ تلطف ماده است بىآنكه گرم شود و هرگاهى كه طبع خشك باشد حقنه از آب چقندر و بوره مىبايد كرد